تبليغاتX
هیئت محبان حضرت زهرا متوسلین به امام حسن
یا هو مددی
هیئت محبان حضرت زهرا متوسلین به امام حسن
متاسفانه تنها کاري که انديشمندان مسلمان براي شناساندن علي (ع) که اسطوراه ي است متعلق به تمام بشريت ،و نسل انسان بايد به وجود چنين فردي افتخار کند کاري انجام نداده اند بجز بد شناساندن او ، اگر ما علي را اينگونه که به ما شناسانيده اند ، نمي شناختيم و امروزه فلاسفه و انديشمندان از نقطه ي صفر شروع به شناختن او ميکردند ، بهتر از اين بود که علي را بد بشناسيم .

چرا علي متعلق به نسل بشر است ؟

تحقيقات جديد در نسل پيامبر اسلام و علي نشان ميدهد که آنها از نسل ابراهيم هستند و ابراهيم نيز فردي ابري بود که در طول زمان فرزندانش در همه جا پراکنده شدند ، علي عرب نبود و بواسطه ي عرب نبودنش ميتوانسته در هر جاي ديگري متولد شود . نظريه اي در روانشناسي هست به نام " احتمال " که وجود هرچيزي بستگي به احتمال دارد مثلا : يک گل را ميکاريم ، ممکن است رشد کند و احتمال دارد خشک شود ، اگر رشد کرد امکان دارد گل بدهد و ممکن است هيچوقت گل ندهد ، ممکن بود پدران علي به عربستان بروند ، ممکن بود به ايران بيايند ، ممکن بود علي (ع) مسلمان شود ، ممکن بود نشود و....

لازم به ذکراست که هميشه بزرگترين اسلامشناسان ، افرادي غير مسلمان هستند و همواره اعراب که مهد طلوع اسلام بودند سپاه مقابل اسلام را تشکيل داده اند .

از نظر اسلام انسان داراي دو بعد طبيعي است ، قطب اول انسان ( به تعبير قرآن ) نطفه اي است بد بو ، لجني متحفن ، و پست ترين چيزي که بشر ميتواند تصورش را بکند ، انسان از خاک آفريده شده و خاک نماد زبوني و تسليم است ، نطفه ي انسان را چيزي تشکيل ميدهد که از خود موجوديت ندارد و نماد پستي است ، در مقابل اين قطب بعد دوم قرار دارد بهترين چيزي که انسان ميتواند تصورکند و در حيطه ي بيان و افکارش نمي گنجد ، بعدي که روح خدا در آن دميده شده و نماد بي نيازي مطلق است ، کمال و دانش بي حصر و....

تمام انسانها چيزي هستند بين اين دوقطب در حرکت ، بعضي ميانه هستند و برخي در نزديک به قطب اول که به تعبير قرآن پست ترين پست ها هستند و عده اي تا جايي به قطب دوم نزديک ميشوند که جز خدا چيزي نمي بينند .

انسان همواره خود را موجودي متعلق به جهاني غير از زمين مي دانسته ، بشر ابتدايي با خلق اسطوره ها و داستان هاي خيالي شروع به تعريف خدا و معبود براي خود کرد . سومري ها قومي هستند که ما آنها را به عنوان قديمي ترين تمدن دنيا مي شناسيم ، قبل از سومري ها قومي بودند که از نژادشان اطلاعي در دست نيست اما اين قوم باوري را به سومري ها انتقال دادند . آنها همواره بر اين اعتقاد بودند که متعلق به جايي هستند " غير از اينجا " به عقيده ي آنها انسان متعلق به زمين نيست و در نهايت و پس از مرگ ميتواند به سر منزل اصلي اش بازگردد .

در يونان قديم ، قهرماني بود که گاهي بر تپه اي مي ايستاد و فرياد بر مي آورد که : اي خدايان ! من به اين دنيا تعلق ندارم ، اي خدايان ! من در زمين غريبه ام ، اينجا خانه ي من نيست ، اي خدايان ! آسمان برمن سنگيني ميکند و زمين تحمل مرا ندارد ، اي خدايان ! مرا راهنمايي کنيد تا نزد شما بيايم ......



انسان هميشه و در تمام مقاطع پيشرفت خود به دنيايي "غير از اينجا " اعتقاد داشته و دارد ، هرچه انسان دراي روح پاکتري باشد ، بيقراريش براي رسيدن به سر منزل اصلي بيشتر خواهد بود و هميشه براي رسيدن به آنجا بي قراري ميکند ، اين چيزي است که از فطرت انسان بر ميخيزد . همانطور که شاعران همواره زمين را تبعيدگاه انسان قلمداد ميکنند و از سرزمين هاي دور دست سخن ميگويند .

در متون اسلامي و طبق نوشته هاي مورخين مسلمان ، علي شب ها از مدينه خارج مي شد و در بيرون از شهر و بدور از چشم ديگران سر در چاه مي برد و شروع به ناله کردن و زجه زدن مي نمود . علي از جفاي مردم و جور زمانه با چاه دردل ميکرد و ......

علي(ع) فردي بود داراي مشخصات زير :

در جنگ دلير و بي باک ، در شجاعت بي همتا ، در شهر سياستمداري بزرگ ، در خانه پدري مهربان و همسري دلسوز ، در مقابل دشمنان سختگير و جبار ، در مقابل دوستان مهربان و لطيف ، در برابر ظالم مي ايستاد و ياور مظلوم بود ......



هيچ فرد عاقلي قبول نمي کند که شخصي با مشخصات بالا از جور مردم به بيرون از شهر فرار کند و در چاه ناله بزند . علي (ع) از درد مردم نمي ناليد ، همانطور که گفتم همه ي انسانها بر اين باورند که به جايي "غير از اينجا" تعلق دارند و براي رسيدن به آن مي کوشند ، هر چه فرد از نظر روحي پاکتر باشد ، اين کشش قوي تر خواهد بود و چه بسا کساني که شب و روز از غم دور افتادن از وطن اصلي خود در تب و تاب و ناله زدن هستند .

و همين بود که در سحرگاه 19 رمضان فرياد بر آورد ((فزت و رب الکعبه)).

| 15:53 - سه شنبه هفتم اسفند 1386


لحظات وداع حضرت فاطمه عليهاالسلام
در اوراق تاريخ

در منابع شيعه و سني در زمينه شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام مطالبي

اعم از تاريخي و روايي ذکر شده است که در اين مطلب اجمالا به آن مي پردازيم.

سليم بن قيس مي گويد:

از ابن عباس شنيدم كه مي گفت: چون بيماري حضرت فاطمه عليهاالسلام شديد شد، علي عليه السلام را طلبيد و فرمود:

"وصيت مي كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زينب ازدواج کني و تابوت مرا چنانچه ملائكه

براي من وصف كردند، بسازي، و نگذاري احدي از دشمنان خدا در[تشييعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه عليهاالسلام از دنيا رحلت كرد. از صداي گريه، مدينه به لرزه در آمد و مردم

را دهشتي روي داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلي الله عليه و آله و سلم."

پس ابوبكر و عمر به تعزيه حضرت علي عليه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشويم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسيد، حضرت علي عليه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار

را طلبيد و بر جنازه حضرت فاطمه عليهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد

به ابوبكر و عمر گفت: ما ديشب فاطمه را دفن كرديم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتيم چنين خواهند كرد؟

عباس گفت: فاطمه خود چنين وصيت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانيد.
چون شب رسيد، حضرت علي عليه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان

و ابوذر و عمّار را طلبيد و بر جنازه حضرت فاطمه عليهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود.

چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

ما ديشب فاطمه را دفن كرديم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتيم چنين خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه

خود چنين وصيت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانيد. عمر گفت: شما كينه قديم خود را هرگز ترك نمي كنيد، والله

كه مي روم او را از قبر در آورم و بر او نماز مي كنم. اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمود: به خدا سوگند

اگر اين کار را انجام دهي، شمشير خود را از غلاف بكشم و در نيام نكنم تا تو را و جماعت بسياري

را به قتل رسانم. بعد از اين، ايشان توطئه كردند كه علي عليه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا

او را نكشيم ما به اهداف خود نمي رسيم. ابوبكر گفت: چه كسي اين جرأت را مي كند؟ عمر گفت: خالد

بن وليد. پس او را طلبيدند و گفتند: مي خواهيم تو را بر امر عظيمي بگماريم.

گفت: مرا بر هر کاري مي خواهيد بگماريد، اگرچه بر كشتن علي باشد. گفتند: از براي همين

تو را طلبيديم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوي او بايست، چون

سلام نماز گويد گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عميس كه پيشتر همسر جعفر طيّار بود

در خانه ابوبكر زندگي مي كرد. بر توطئه ايشان مطلع شد، كنيزك خود را گفت: برو به خانه علي

و فاطمه عليهاالسلام به دور خانه ايشان بگرد و اين آيه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدينَةِ يَسعَي

قَالَ يا مُوسَي اِنَّ المَلاَ يَاتَمِروُنَ بِکَ لِيَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّي لَکَ مِنَ النّاصِحِين."(سوره قصص؛ آيه 20) چون كنيزك

آمد و اين آيه را خواند، علي عليه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند،

ايشان قدرت آن ندارند، اگر ايشان مرا بكشند چه كسي با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد.

پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن وليد آمد و در پهلوي آن حضرت ايستاد،

پس ابوبكر در اثناي نمازش پشيمان شد، ترسيد كه اگر علي عليه السلام شمشير بكشد؛ اول او را بكشد،

پس تشهدش را بسيار طول داد تا آن كه نزديك شد تا آفتاب در آيد، زيرا مي ترسيد كه اگر سلام بگويد

خالد به گفته او عمل كند و فتنه اي بر پا شود، پس پيش از سلام نمازش گفت: اي خالد!

مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكني تو را خواهم كشت.(كتاب سليم بن قيس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و اين فتنه دفع شد.

علامه مجلسي مي نويسد: در مدت زندگاني آن بانو عليهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر

بسياري ميان خاصّه و عامّه مي باشد، از شش ماه بيشتر و از چهل روز كمتر نگفته اند، و احاديث

معتبر دلالت مي كند بر آن كه بقاي آن حضرت عليهاالسلام بعد از پيغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است.

ابوالفرج اصفهاني در كتاب مقاتل الطالبيين از حضرت امام محمّدباقر عليه السلام روايت كرده

است: مدت بقاي آن حضرت عليهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.


همچنين شيخ صدوق روايت كرده است: چون از جانب حق تعالي خبر وفات آن سرور بانوان

دو عالم دررسيد، امّ ايمن را طلبيد و- او معتمدترين زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

اي امّ ايمن خبر وفاتم، به من رسيده، پس علي را براي من بطلب. چون حضرت اميرعليه السلام حاضر شد،

فرمود: اي پسر عمّ! تو را به انجام مواردي وصيّت مي كنم. حضرت امير عليه السلام فرمود: هر چه مي خواهي بگو، فرمود:

وصيت هاي من اول آن است كه امامه دختر زينب را بعد از من به همسري برگزيني كه تربيت كننده

فرزندان من باشد و براي ايشان در مهرباني همانند من است، و تابوتي براي من بساز مثل آنچه

ملائكه براي من تصوير كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: اي فاطمه به من بنما كه چگونه

ايشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه عليهاالسلام روشي را كه ملائكه از جانب حق تعالي براي

او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصيت سوم من آن است كه در هر ساعت

از شب و روز كه وفات نمايم، در همان ساعت مرا دفن كني و تأخير ننمايي، و نگذاري احدي از دشمنان

خدا كه بر من ستم كرده اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امير عليه السلام فرمود: چنين خواهم كرد.



پس آن بانوعليهاالسلام در نيمه شب به رياض جنّت انتقال يافت. حضرت علي عليه السلام

در همان ساعت مشغول تجهيز و تكفين آن حضرت گرديد. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه

را بيرون آورده و جريدي از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بيرون آمدند، تا آن كه

در همان شب بر آن حضرت عليهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرايع؛185) علامه

مجلسي مي نويسد: در مدت زندگاني آن بانو عليهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر

بسياري ميان خاصّه و عامّه مي باشد، از شش ماه بيشتر و از چهل روز كمتر نگفته اند، و احاديث

معتبر دلالت مي كند بر آن كه بقاي آن حضرت عليهاالسلام بعد از پيغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است.

ابوالفرج اصفهاني در كتاب مقاتل الطالبيين از حضرت امام محمّدباقر عليه السلام روايت كرده است: مدت

بقاي آن حضرت عليهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبيّين؛49)

اكثر علماي اماميه گفته اند در روز سوّم جمادي الاول واقع شد. همچنين در سن شريف حضرت فاطمه عليهاالسلام

در وقت وفات، اختلاف نظر بسيار است، اكثر روايات معتبر دلالت مي كند بر آن كه سن شريف آن بانو عليهاالسلام

در آن وقت، هيجده سال بوده، و قول صحيح و مشهور ميان علماي اماميه همين قول است.


در روز وفات آن حضرت نيز اختلاف نظر بسيار است، اكثر علماي اماميه گفته اند در روز سوّم

جمادي الاول واقع شد. همچنين در سن شريف حضرت فاطمه عليهاالسلام در وقت وفات،

اختلاف نظر بسيار است، اكثر روايات معتبر دلالت مي كند بر آن كه سن شريف آن بانو عليهاالسلام

در آن وقت، هيجده سال بوده، و قول صحيح و مشهور ميان علماي اماميه همين قول است.

در كتاب روضة الواعظين روايت كرده اند كه حضرت فاطمه عليهاالسلام را بيماري شديدي عارض گرديد

و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت عليهاالسلام به او رسيد امّ ايمن و اسماء بنت

عميس و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را حاضر ساخت و گفت: اي پسرعمّ! از آسمان خبر فوت

به من رسيده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصيت مي كنم به چيزي چند كه در خاطر دارم.

چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدينه منتشر گرديد، شيون از خانه هاي مدينه بلند شد،

و مردم جمع شده بودند و گريه مي كردند و انتظار بيرون آمدن پيکر حضرت را مي كشيدند.

پس ابوذر بيرون آمد و گفت: بيرون آوردن آن حضرت را به تأخير انداختند،

پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسي از شب گذشت و ديده ها به خواب رفت،

جنازه را بيرون آوردند، اميرمؤمنان و حسن و حسين عليهم السلام و عمّار و مقداد

و عقيل و زهير و ابوذر و سلمان و بريده و گروهي از بني هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن

بانوعليهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علي عليه السلام

بر دور قبر آن حضرت هفت قبر ديگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو عليهاالسلام كدام است.


حضرت امير عليه السلام فرمود: اي دختر رسول خدا آنچه خواهي وصيت كن. پس بر بالين

آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بيرون كردند. پس ساعتي هر دو گريستند

حضرت علي عليه السلام سر فاطمه عليهاالسلام را مدتي به دامن گرفت و به سينه خود چسبانيد و فرمود:

هر چه مي خواهي وصيت كن، آنچه فرمايي به عمل مي آورم و امر تو را بر امر خود اختيار مي كنم.

فاطمه عليهاالسلام فرمود: خدا تو را جزاي خير دهد اي پسرعمّ رسول خدا، وصيت مي كنم

تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوري. او براي فرزندان من مثل من است.

پس فرمود: براي من تابوتي قرار ده، زيرا كه ملائكه را ديدم كه صورت تابوت براي من ساختند

. پس فرمود: باز وصيّت مي كنم تو را كه نگذاري كه يكي از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا

غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زيرا كه ايشان دشمن من و دشمن رسول خدايند،

و نگذاري كه احدي از ايشان و نه از اتباع ايشان، بر من نماز بخوانند،

و مرا در شب دفن كني، در وقتي كه ديده ها در خواب باشد. (روضة الواعظين؛151)

ابن شهرآشوب و ديگران روايت كرده اند چون خواستند كه آن حضرت عليهاالسلام

را در قبر گذارند، دو دست شبيه دست هاي رسول خدا صلي الله عليه و آله از ميان قبر پيدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.


در كشف الغمّه روايت كرده اند چون وفات حضرت فاطمه عليهاالسلام نزديك شد،

اسماء بنت عميس را گفت: آبي بياور كه من وضو بگيرم، پس وضو گرفت - به روايتي ديگر غسل كرد -

و بوي خوش طلبيده و خود را خوشبو گردانيد و جامه هاي نو طلبيد، پوشيد و فرمود:

اي اسماء! جبرئيل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد

و يك بخش را از براي خود گذاشت و يكي را براي من و يكي را براي علي، آن كافور را بياور كه

مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزديك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابيد

و جامه اي بر روي خود كشيد و فرمود: اي اسماء مدتي صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن،

اگر جواب نگويم، علي را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گرديده ام.

اسماء ساعتي انتظار كشيد، بعد از آن فاطمه عليهاالسلام را ندا كرد، صدايي نشنيد، پس گفت: اي

دختر مصطفي، اي دختر بهترين فرزندان آدم، اي دختر بهترين كسي كه بر روي زمين راه رفته است،

اي دختر آن كسي كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسين او ادني رسيده است. چون جواب نشنيد

جامه را از روي مباركش برداشت، ديد كه مرغ روحش به رياض جنّت پرواز كرده است، پس بر روي آن

حضرت افتاد و آن حضرت را مي بوسيد و مي گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله

مي رسي. سلام اسماء بنت عميس را به آن حضرت برسان.

مفضّل از حضرت صادق عليه السلام سؤال نمود: فاطمه عليهاالسلام را چه كسي غسل داد؟

حضرت فرمود: اميرالمؤمنين عليه السلام غسل داد؛ زيرا كه فاطمه، صديقه و معصومه بود،

و معصوم را به غير از معصوم غسل نمي دهد، چنانچه مريم را حضرت عيسي عليه السلام غسل داد.


در اين حال امام حسن و امام حسين عليهماالسلام از در آمدند و گفتند: اي اسماء! چرا مادر

ما در اين وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته وليكن به رحمت

خداوندي واصل گرديده است، پس حضرت امام حسن عليه السلام خود را بر روي آن حضرت افكند

و روي انورش را مي بوسيد و مي گفت: اي مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند،

و حضرت امام حسين عليه السلام بر پايش افتاد و مي بوسيد و مي گفت: اي مادر بزرگوار! منم

فرزند تو حسين. با من سخن بگو پيش از آن كه دلم شكافته شود و از دنيا مفارقت كنم.

پس اسماء گفت: اي دو جگر گوشه رسول خدا برويد و پدر بزرگوار خود را خبر كنيد

و وفات مادر خود را به او برسانيد. پس ايشان بيرون رفتند، چون نزديك مسجد رسيدند

صدا به گريه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ايشان دويدند و گفتند: سبب گريه

شما چيست اي فرزندان رسول خدا؟ حق تعالي هرگز ديده شما را گريان نگرداند،

مگر جاي جدّ خود را خالي ديده ايد و از شوق ملاقات او گريان گرديده ايد؟ گفتند:

مادر ما از دنيا مفارقت نمود. چون اميرالمؤمنين اين خبر را شنيد، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلي دهم. (كشف الغمة؛2/122)

چون اين خبر در مدينه منتشر گرديد، شيون از خانه هاي مدينه بلند شد، و مردم جمع شده بودند

و گريه مي كردند و انتظار بيرون آمدن پيکر حضرت را مي كشيدند. پس ابوذر بيرون آمد و گفت: بيرون

آوردن آن حضرت را به تأخير انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسي از شب

گذشت و ديده ها به خواب رفت، جنازه را بيرون آوردند، اميرمؤمنان و حسن و حسين عليهم السلام

و عمّار و مقداد و عقيل و زهير و ابوذر و سلمان و بريده و گروهي از بني هاشم و خوّاص آن حضرت،

بر آن بانوعليهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علي عليه السلام

بر دور قبر آن حضرت هفت قبر ديگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو عليهاالسلام كدام است.



به روايتي ديگر چهل قبر ديگر را آب پاشيدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روايت

ديگر قبر آن حضرت را با زمين هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ اين کارها براي آن

بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ايشان نماز نخوانند و خيال نبش قبر آن را به

خاطر نگذرانند.(روضة الواعظين؛151) به اين سبب در مورد محل قبر آن بانو عليهاالسلام

اختلاف نظر واقع شده است: بعضي گفته اند در بقيع نزديك قبور ائمه بقيع است و بعضي

گفته اند ميان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زيرا كه حضرت فرمود:

ميان منبر و قبر من باغي از باغ هاي بهشت است و منبر من بر دري از درهاي بهشت است.

اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روايت صحيح بر آن دلالت مي كند.

ابن شهرآشوب و ديگران روايت كرده اند چون خواستند كه آن حضرت عليهاالسلام را در قبر گذارند،

دو دست شبيه دست هاي رسول خدا صلي الله عليه و آله از ميان قبر پيدا شد،

و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمي اختلاف.)

حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه

عليهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّارياسر،

خذيفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ايشان بودم.


مفضّل از حضرت صادق عليه السلام سؤال نمود: فاطمه عليهاالسلام را چه كسي غسل داد؟

حضرت فرمود: اميرالمؤمنين عليه السلام غسل داد؛ زيرا كه فاطمه، صديقه و معصومه بود،

و معصوم را به غير از معصوم غسل نمي دهد، چنانچه مريم را حضرت عيسي عليه السلام غسل

داد.(علل الشرايع؛ ص184) از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند: به چه سبب حضرت اميرالمؤمنين

عليه السلام، فاطمه عليهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: براي آن كه فاطمه عليهاالسلام

وصيّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابي كه هرگز ايمان به خدا و رسول نياورده بودند، بر او

نماز نخوانند.(علل الشرايع؛ ص185) از حضرت علي عليه السلام. از علت دفن فاطمه عليهاالسلام

در شب پرسيدند؟ فرمود: زيرا كه او خشمناك بود بر جماعتي و نمي خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند،

و حرام است بر كسي كه ولايت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه

بر احدي از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالي شيخ صدوق؛ ص523)

حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه

عليهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّارياسر، خذيفه،

عبدالله بن مسعود، و من امام ايشان بودم. (خصال؛361)

| 15:50 - سه شنبه هفتم اسفند 1386


امام جواد(ع):
توجه قلبي به خداوند متعال بهتر است از خسته کردن اعضا با ظاهر عبادات(قابل توجه افرادي که به عبادت عادت کرده اند)

امام صادق(ع):
خداي رحمت کند کسي را کهخ محبت مردم را به ما جلب کند و سبب دشمني آنها با ما نگردد.(قابل توجه افراد تند رو در مذهب)

| 15:46 - سه شنبه هفتم اسفند 1386


حضرت محمد (ص) : هر كس بعد از هر نماز 10 صلوات بر من بفرستد در بهشت با من است در حاليكه او را مي بينم و صورتش مانند ماه شب چهارده مي درخشد .

حضرت محمد (ص) : در قيامت نزديكترين مردم به من كسي است كه بيشتر بر من صلوات بفرستد .

حضرت محمد (ص) : بر من بسيار صلوات بفرستيد كه صلوات بر من نوري در قبر ، نوري در پل صراط و نوري در بهشت خواهد بود .

حضرت محمد (ص) : صلوات فرستادن ، فقر را برطرف مي نمايد .

حضرت محمد (ص) : هر كس روز جمعه هزار بار بر من صلوات بفرستد ، فرشتگان همواره براي او آمرزش مي طلبند .

حضرت محمد (ص) : آواي خود را به هنگام صلوات بر من بلند كنيد كه نفاق را از بين مي برد .

حضرت محمد (ص) : هر كس در نوشته اي بر من درود بفرستد فرشتگان همواره براي او آمرزش مي طلبند .

حضرت محمد (ص) : هر كس پايان سخنش صلوات بر من و علي (ع) باشد به بهشت وارد مي شود .

حضرت محمد (ص) : صلوات بر من و خاندانم ، نفاق و دورويي را از بين مي برد .

حضرت محمد (ص) : هر كس بر من صلوات بفرستد ، در قيامت او را شفاعت مي كنم .

امام علي عليه السلام : صلوات فرستادن بر پيامبر (ص) ، گناهان را بسان ريختن آب بر آتش از بين مي برد .

امام باقر عليه السلام : صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوي فرشتگان تزكيه و پاك كردن و از طرف مردم دعا است .

امام صادق عليه السلام : صلوات بر پيامبر (ص) و آل او ، سنگين ترين عملي است كه در روز قيامت در ترازوي اعمال گذاشته مي شود

| 15:43 - سه شنبه هفتم اسفند 1386


غيبت کردن آخرين تلاش درماندگان است .

کسي که خويش را بزرگ ببيند ، در پيشگاه خدا حقير است .

دنيا روياست و مغرور شدن به آن پشيماني .

بنده ديگران مباش ، که خداوند تو را آزاد آفريده است .

| 15:42 - سه شنبه هفتم اسفند 1386


- به خاطر هيچ کاري نماز اول وقت را از دست مده
2- بهترين نعمتهاي خداوند و بزرگترين سرمايه انسان عقل و خرده است
3- امروز که قامت ها موزن است خون ها گرم و قلبها زنده است بايد براي فرداي سخت انديشه کرد
4- نيکوکاري ، پس انداز جاودانه است
5- يکي از نشانه هاي ناداني اين است که کسي قبل از شنيدن مطلب جواب بگويد
6- براي اشخاص توانا لازم است که بر زن و فرزند خود توسعه و گشايش دهند
7- جمله ( الله الا الله ) دري است که هر کس داخل شود از عذاب ايمن يابد
8- ارزنده ترين مرحله خود ، خودشناسي است
9-بهترين اموال آن است که براي حفظ آبرو صرف شود

| 15:40 - سه شنبه هفتم اسفند 1386


اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم

گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي ... با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد

گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا ... تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد

گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن ... عکس يک خنجرزپشت سر پي مولا کشيد

گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم ... راه عشق و عاشقي و مستي ونجوا کشيد

گفتمش تصويري از ليلي ومجنون رابکش ... عکس حيدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشيد

گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن ... در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد

گفتمش از غربت ومظلومي ومحنت بکش ... فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد

گفتمش سختي ودرد وآه گشته حاصلم ... گريه کردآهي کشيد وزينب کبري(س) کشيد

گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق ... عکس مهدي(عج) راکشيد و به چه بس زيبا کشيد

گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين(ع) ... گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد


- اللهم عجل لوليك الفرج

اسلام عليك يا اباعبدلله


| 15:23 - چهارشنبه یکم اسفند 1386



امام حسن (ع) : از آن حضرت سؤال شد : زهد چيست ؟ فرمود : رغبت به تقوي و بي رغبتي به دنيا .
قيل له - عليه السلام - ما الزهد ؟ قال : الرغبه في التقوي والزهاده في الدنيا .
تحف العقول ، ص 227

حضرت رسول (ص) : نشان منافق سه چيز است : 1 - سخن به دروغ بگويد . 2 - از وعده تخلف كند .3 - در امانت خيانت نمايد .
آيه المنافق ثلاث : اذا حدث كذب واذا وعد اخلف واذا اؤتمن خان .
صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، ح 89

امام محمد باقر(ع) : چه بسا شخص حريص بر امري از امور دنيا ، كه بدان دست يافته و باعث نافرجامي و بدبختي او گرديده است ، و چه بسا كسي كه براي امري از امور آخرت كراهت داشته و بدان رسيده ، ولي به وسيله آن سعادتمند گرديده است .
فلرب حريص علي امر من امور الدنيا قد ناله ، فلما ناله كان عليه وبالا و شقي به ، و لرب كاره لامر من امور الاخره قد ناله فسعد به .

امام جعفر صادق (ع) :
سليمان ديلمي مي گويد : به امام صادق - عليه السلام - عرض كردم فلاني در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنان است . فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمي دانم . فرمود : پاداش به اندازه عقل است .
محمد بن سليمان الديلمي عن أبيه قال : قلت لابي عبدالله - عليه السلام - فلان بن عبادته و دينه و فضله !
فقال : كيف عقله ؟ قلت : لا أدري : فقال : ان الثواب علي قدر العقل .
اصول كافي ، ج 1 ، ص 12

امام موسي کاظم(ع) : مصيبت براي شكيبا يكي است و براي بي تابي كننده دوتاست .
المصيبه للصابر واحده و للجازع اثنتان
تحف العقول ، ص 437

امام رضا (ع) : مؤمن ، مؤمن واقعي نيست ، مگر آن كه سه خصلت در او باشد : سنتي از پروردگارش و سنتي از پيامبرش و سنتي از امامش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پيغمبرش ، مدارا و نرم رفتاري با مردم است ، اما سنت امامش صبر كردن در زمان تنگدستي و پريشان حالي است

 لا يكون المؤمن مؤمنا حتي تكون فيه ثلاث خصال ، سنه من ربه ، و سنه من نبيه ، و سنه من وليه .
فاما السنه من ربه فكتمان سره ، و اما السنه من نبيه فمداراه الناس ، و اما السنه من وليه فالصبر في البأساء و الضراء


| 15:14 - چهارشنبه یکم اسفند 1386


 امام علي (ع) فرمودند:

هيچ بنده‌اي ايمان ندارد تا وقتيكه هر چيزي براي خود مي‌خواهد براي برادرش هم بخواهد .

 

 امام حسين (ع) فرمودند :

هيچ كار خيري را براي خود نمايي انجام مده و هيچ كار خيري را بخاطر خجالت ترك مكن .

 

 امام مهدي (ع) فرمودند :

اگر محبت شما را نداشتم و صلاحتان را نمي‌ديديم و به خاطر ترحم و شفقت بر شما نبود گفتوگو با شما را ترك مي‌كرديم .

 

 امام مهدي (ع) فرمودند :

ما از رسيدگي و مراقبت از شما غافل نيستيم و ياد شما را فراموش نمي‌كنيم .

 

 رسول اكرم (ص) فرمودند :

قيامت بپا نخواهد شد مگر آنكه مردي از خاندان من به حكومت برسد كه همنام من است

| 14:58 - چهارشنبه یکم اسفند 1386


 از امام علي (ع) :

 

مراقب افكارت باش كه گفتارت مي‌شود .

 

مراقب گفتارت باش كه رفتارت مي‌شود .

 

مراقب رفتارت باش كه عادتت مي‌شود .

 

مراقب عادتت باش كه شخصيتت مي‌شود .

 

مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت مي‌شود .

 

| 14:57 - چهارشنبه یکم اسفند 1386