| 15:18 - جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
طوف دوم در مطاف داورش شد فدای دوست دست دیگرش
دور سوم خون به جای اشک خورد تیر دشمن آمد و بر مشک خورد
دور چهارم داشت عزم ترک سر کرد پیش تیر چشمش را سپر
دور پنجم با عمود آهنین گشت سرو قامتش نقش زمین
گشت در دور ششم از تیغ تیز عضو عضوش قطعه قطعه ریز ریز
دور هفتم داده بود از کف قرار خویشتن را دید در آغوش یار
شد سراپا چشم زخم پیکرش دید زهرا را به بالای سرش
با زبان حال می گفتش بتول آفرین عباس من حجت قبول!!!!
چشم ثارالله همچون چشم مشک ریخت اشک و ریخت اشک و ...
کاش می بردم برای دخترم پیکرت را جای دست گل پرت.....
جمع کردم از زمین هست تو را هم علم هم مشک هم دست تو را

| 23:10 - چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386
