تبليغاتX
هیئت محبان حضرت زهرا متوسلین به امام حسن
یا هو مددی
هیئت محبان حضرت زهرا متوسلین به امام حسن
 

  سالروز ازدواج ارغوانی حضرت زهرا وامیرالمومنین بر تمامی شیعیان مبارک باد

ازدواج حضرت علي(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتيازاتي است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات مي کرد. در اين پيوند پر ميمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادماني، و بهشتيان به زينت و زيور آراسته شده بودند.Hzahra.jpg
 
فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اکرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و کمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين کمالات انساني آراسته بود.

شخصيت و عظمت پيامبر اکرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوکت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي کردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي کرد که مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود که نور را با نور به ازدواج در آورد.

  پيشنهاد به علي (ع):

اصحاب رسول خدا احساس کرده بودند که پيغمبر اکرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام) را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يک روز عمر و ابوبکر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر که پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد کرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبکر گفت: مدتي است که اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اکرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود که خدا وپيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاه داشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح کنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش کنيم؟! آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين کار تشويق کردند.

سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبکر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.

علي (ع) فرمود: از کجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟

ابوبکر گفت: يا علي تو در تمام کمالات بر سايرين برتري داري، و از موقعيت خود و علاقه ايکه رسول خدا به تو دارد کاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند ولي پيغمبر صلي الله عليه و آله دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان  مي کنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.

 افکار خفته بيدار مي شود:

اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود که به خواسته هاي دروني خويش و ازدواج و تشکيل خانواده هيچگونه توجه نداشت.

علي (ع) اندکي پيرامون پيشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود: تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يک طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج  وي از طرف ديگر(1). او بخوبي مي دانست که اگر همسري چون فاطمه را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست.

 علي (ع) به خواستگاري مي رود:

اين پيشنهاد علي را تحت تأثير قرار داد بطوريکه دست از کار کشيد و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عباي تميزي بر تن کرد و به خدمت رسول اکرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پيغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز کن. کوبنده در شخصي است که خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.

عرض کرد: يا رسول الله! پدر و مادرم فدايت، کيست که نديده درباره اش چنين داوري مي کني؟

فرمود: اي ام سلمه! مردي دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمويم و محبوب ترين مردم نزد من است.

ام سلمه از جاي جست و در سراي را باز کرد. علي (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پيغمبر نشست. از خجالت سرش را به زير انداخت، و نتوانست تقاضاي خويش را عرضه بدارد. مدتي هر دو خاموش بودند. بالاخره پيغمبر (ص) سکوت را شکست و فرمود: يا علي گويا براي حاجتي نزد من آمده اي که از اظهار آن خجالت مي کشي؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمينان داشته باش که تمام خواسته هايت قبول مي شود.

عرض کرد: يا رسول الله پدر و مادرم فداي تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربيت و تأديب من کوشش نمودي و به برکت وجود شما هدايت شدم. يا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنيا و آخرت من شما هستي. اکنون موقع آن شده که براي خود همسري انتخاب کنم و تشکيل خانواده دهم، تا با وي مأنوس گردم و از ناراحتيهاي خويش بکاهم. اگر صلاح بداني و دختر خود فاطمه عليها السلام را به عقد من در آوري سعادت بزرگي نصيب من شده است.

رسول خدا که در انتظار چنين پيشنهادي بود صورتش از سرور و شادماني بر افروخته شد، فرمود: صبر کن تا از فاطمه اجازه بگيرم.

پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سکوت کرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودي را در چهره او ديد گفت: الله اکبر و سکوت او را علامت رضايت دانست (2).

 توافق:

رسول اکرم (ص) پس ازکسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي! آيا براي عروسي چيزي داري؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من کاملاً اطلاع داريد. تمام ثروت من عبارت است از يک شمشير، يک زره و يک شتر.

فرمود: تو مرد جنگ و جهادي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد کني، شمشير از لوازم و احتياجات ضروري تو است. شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله آن آبکشي کني و امور اقتصادي خود و خانواده ات را تأمين کني و براي اهل و عيالت کسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را بر آن حمل کني، تنها چيزي که مي تواني از آن صرف نظر کني همان زره است. منهم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اکتفا مي نمايم. يا علي آيا اکنون بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشکار بسازم؟!

عرض کرد: آري يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت، شما هميشه نيک خوي و خوش زبان بوده ايد.

فرمود: پيش از آنکه به نزد من بيايي جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش برگزيده و به رسالت انتخاب کرد. علي (ع) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوري. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاک و نجيب و طيب و طاهر و نيکو به آنان عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرئيل بالا نرفته بود که تو درب منزل را زدي (3).

 خطبه عقد:

پيغمبر صلي الله عليه وآله فرمود: يا علي تو زودتر به مسجد برو و من نيز از عقب تو مي آيم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار کنيم و خطبه بخوانيم.

علي (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حرکت نمود. ابوبکر و عمر را در بين راه ملاقات کرد، آنها از جريان کار جويا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزويج کرد، هم اکنون پيامبر در راه است تا در حضور جمعيت، مراسم عقد و خطبه خواني را انجام دهد.

پيغمبر (ص) در حالي که صورتش از سرور و شادماني مي درخشيد به مسجد تشريف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع کن. هنگامي که مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي فرمود: اي مردم آگاه باشيد که جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد که مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه عليها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده که در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگيرم. سپس نشست و به علي (ع) فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان.

علي عليه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم و شهادت مي دهم که بغير از او خدايي نيست. شهادتي که مورد پسند و رضايت او واقع شود. درود بر محمد صلي الله عليه وآله، درودي که مقام و درجه اش را بالا برد. اي مردم! خدا ازدواج را براي ما پسنديده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر کرده و بدان امر نموده است. اي مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول کرد. از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.

مسلمانان به پيغمبر (ص) عرض کردند: يا رسول الله! فاطمه را با علي کابين بسته اي؟

رسول خدا پاسخ داد: آري. پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا اين ازدواج را بر شما مبارک گرداند و در ميانتان دوستي و محبت افکند.

 مذاکره عروسي:

علي عليه السلام مي فرمايد: حدود يک ماه طول کشيد و من خجالت مي کشيدم با پيغمبر درباره فاطمه صحبت کنم، ولي گاهي که خلوت مي شد مي فرمود: يا علي چه همسر نيکو و زيبائي نصيبت شد؟ بهترين زنان عالم را تزويج تو کردم.

روزي برادرم عقيل پيش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسيارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمي کني که فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسيله عروسي شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خيلي ميل دارم عروسي کنم اما از رسول خدا خجالت مي کشم. عقيل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اکنون با من بيا تا خدمت پيغمبر (ص) برويم.

علي با برادرش عقيل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بين راه به «ام ايمن» برخورد کرده جريان را برايش گفتند. ام ايمن گفت: اجازه بدهيد من با رسول خدا در اين باره مذاکره کنم.

ام سلمه و ساير زنان از قضيه خبردار شدند و خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله مشرف گشتند. عرض کردند: يا رسول الله! پدر و مادرمان به فدايت، براي موضوعي خدمت شما رسيده ايم که اگر خديجه زنده بود چشمش بدان روشن مي شد. وقتي پيغمبر (ص) نام خديجه را شنيد اشکش جاري شد و فرمود: خديجه؟! کجا مانند خديجه پيدا مي شود؟ هنگامي که مردم مرا تکذيب نمودند مرا تصديق کرد و براي ترويج دين خدا، اموالش را در اختيار من قرار داد. خديجه زني بود که خدا بر من وحي فرستاد که بدو بشارت دهم خانه اي از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد کرد.

ام سلمه عرض کرد: پدرم و مادرم فدايت شود، شما هرچه درباره خديجه مي فرماييد صحيح است. خدا ما را با او محشور گرداند. يا رسول الله! برادر و پسر عموي شما ميل دارد همسرش را به منزل ببرد.

فرمود: پس چرا خودش در اين باره صحبتي نمي کند؟ عرض کرد: از کمروئي اوست.

پيغمبر (ص) به ام ايمن فرمود: علي را نزد من حاضر کن.

وقتي علي (ع) خدمت پيغمبر مشرف شد فرمود: يا علي! آيا ميل داري همسرت را به منزل ببري.

عرض کرد: آري يا رسول الله.

فرمود: خدا مبارک کند، همين امشب يا فردا شب وسائل عروسي را فراهم مي کنم.

سپس به همسرانش فرمود: اطاقي را براي فاطمه فرش کنيد تا مراسم عروسي را برگزار کنيم (4). مراسم ازدواج برترين بندگان خداوند در روز اول يا ششم ذي الحجه (5) سال دوم يا سوم هجري انجام گرفت(6).

(1)ذخائر العقبي ص 26.

(2)بحار الانوار ج 43 ص 127 ذخائر العقبي ص 29

 (3)بحار الانوار ج 43 ص 127

 (4)بحار الانوار ج 43 ص 130 ـ 132

 (5)مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 349

 (6)بحار الانوار ج 43 ص 6 و 7

برگرفته از کتاب بانوي نمونه اسلام تأليف ابراهيم اميني. 

اثاث ولوازم خانه امیرالمومنین در شب عروسیچ

1- علي عليه‏السلام مي‏فرمايد: دختر رسول خدا به من هديه شد و در آن شب که به خانه من آمد، بسترمان جز يک پوست گوسفند چيزي نبود.(1)
2- در جاي ديگر از آن حضرت نقل شده که فرمود: من با فاطمه در حالي ازدواج کردم که جز يک پوست گوسفند چيزي نداشتم که شب بر روي آن مي‏خوابيديم و روز علوفه شترمان را بر روي آن مي‏ريختيم و خدمتگزاري در خانه نداشتيم. (2)
3- در روايتي ديگر آمده: رسول خدا صلي اللَّه عليه و آله و سلم به خانه ما آمد در حالي که ما بر روي خود قطيفه‏اي انداخته بوديم که اگر از طول آن به روي خود مي‏کشيديم پهلوهايمان خالي و اگر از عرض مي‏انداختيم سر و پاهايمان بي‏روپوش مي‏ماند. (3)
4- از ابويزيد مديني روايت شده که هنگامي که فاطمه عليهاالسلام به خانه حضرت علي عليه‏السلام رفت در خانه آن حضرت چيزي جز ريگ پهن شده، کوزه‏اي سفالين، بالش و تکيه‏گاهي و ظرفي براي آب، چيزي ديگر نيافت. (4)
5- از انس نقل شده که گويد: فاطمه عليهاالسلام نزد رسول خدا صلي اللَّه عليه و آله و سلم آمده و گفت: اي رسول خدا، من و پسر عمويم جز يک پوست گوسفند چيز ديگري نداريم که هم روي آن مي‏خوابيم و هم شترمان را بر روي آن علوفه مي‏دهيم، حضرت فرمود: دخترم صبر کن، همانا موسي بن عمران ده سال با همسرش زندگي کرد و جز يک عباي قطواني- يعني عبائي سفيد که نخ‏هاي بسياري در حاشيه‏اش آويزان بود- نداشتند. (5)

 1 ـ ابن‏ماجه، سنن المصطفي 2/ 538.
2 ـ صفوة الصفوة، تأليف ابن‏جوزي، 2/ 3.
3 ـ ذخائرالعقبي،/ 49.
4 ـ احمد بن حنبل، «المناقب» خطي.
5 ـ زيني دحلان، «السيرة النبويه»، چاپ شده در حاشيه «السيرة النبويه» ج 2/ 10، و به احقاق‏الحق 10/ 395- 400 مراجعه کنيد. 

از ماجراي ازدواج حضرت علي‌عليه‌السلام و حضرت فاطمه‌عليهماالسلام نکات بسيار جالبي را مي‌آموزيم که اگر خواهان سعادتيم و پيروي راستين اسلام، بايستي تا مرز توان تلاش کنيم تا مراحل اول ازدواج بر مبناي صحيحي صورت گيرد، و دوم آنکه ساده‌ زيستي در تمام شوون زندگي جامعه و بخصوص ازدواج راه يابد، و گرنه قيد و بندهاي اجتماعي در امر ازدواج که بيشتر نشأت گرفته از فرهنگ غير اسلامي و يا ساخته و پرداخته ي ذهن‌هاي کوتاه مادي و اشرافي است چون غل و زنجير بر دست و پاي جوانان و والدين آنها مي‌افتد و هر روز اين غل و زنجير بزرگتر و سنگين‌تر مي‌شود، تا جايي که امکان هر نوع حرکت صحيحي را مي‌گيرد و حيات جامعه را به سوي نابودي مي‌کشاند، و بر فساد و نابساماني‌هاي رواني و مشکلات اخلاقي مي‌افزايد. aab.jpg

درس‌هائي که از ازدواج حضرت علي و فاطمه زهرا عليهماالسلام مي‌گيريم از اين قرار است:

1- کفو و همتا بودن:

يکي از اصول اساسي و رازهاي موفقيت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با هم است، زيرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از يکديگر امکان‌پذير است.

برخي تصور مي‌کنند کفويت تنها به شرائط ظاهري از قبيل مسائل نژادي و يا وضعيت مادي و رفاهي بستگي دارد. در صورتي که چنين نيست، بلکه همتايي و هم سوئي آرمان‌ها، خواست‌ها و تمايلات روحي و رواني افراد، ميزان آگاهي‌هاي علمي و ديني و ميزان تعهد عملي به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ويژگي‌هاي اخلاقي و فرهنگي است.

اگر مسئله همتايي نبود، بدون ترديد دختران زيبايي در مدينه بودند که از ازدواج با حضرت علي عليه‌السلام خرسند مي‌شدند. اما او حتي از آنان خواستگاري هم نکرد و براي حضرت فاطمه عليهماالسلام نيز خواستگاران فراواني بودند امّا حضرت فاطمه عليهماالسلام و پيامبرصلي‌الله عليه و‌آله به اين وصلت‌ها راضي نشدند تنها حضرت فاطمه عليهماالسلام و روح والاي او بود که زيبايي‌ها و شکوه معنوي حضرت علي‌عليه‌السلام را درک مي‌کرد . در اين مورد پيامبر اکرم صلي‌الله عليه وآله فرمودند: اگر خدا علي را نمي‌‌آفريد براي فاطمه کفو و همتايي وجود نداشت. (1)

2- خواستگاري بدون واسطه

خواستگاري بدون هيچ تشريفات و حضور واسطه انجام شد و حضرت علي‌عليه‌السلام شخصاً به خواستگاري حضرت فاطمه عليهماالسلام از پيامبر صلي‌الله عليه وآله اقدام نمود.

3- شرط اول : رضايت دختر

پيامبر گرامي صلي‌الله عليه وآله بدون رضايت دخترش حضرت فاطمه عليهاالسلام به خواستگار پاسخ مثبت نداد.

4- قناعت

در تهيه جهيزيه به ضروري‌ترين و ابتدائي‌ترين وسائل زندگي در آن عصر بسنده شد، از سيرت پيامبر اسلام صلي‌الله عليه وآله مي‌آموزيم که بايستي در الگوي مصرف تجديد نظر کنيم و در زندگي فناپذير و زودگذر دنيا به حداقل ممکن قناعت ورزيم تا از گذرگاه پرهياهوي زندگي سبکبار بگذريم و تن به بردگي اين و آن ندهيم.

مگر حضرت فاطمه عليها‌السلام دختر پيامبر صلي‌الله عليه وآله رهبر بي‌نظير مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بني‌هاشم يعني اصيل‌ترين و شريف‌ترين تيره‌هاي عرب به حساب نمي‌آمد؟ مگر مادرش حضرت خديجه عليهما‌السلام ثروتمندترين زن عرب در عصر خويش نبود؟ مگر از همه جهات علمي فردي آگاهتر و انديشمندتر از همگان نبود؟ مگر پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه‌ وآله نمي‌توانست جهيزيه زيادي را همراه دخترش کند؟

پاسخ همه اين سوالات «مثبت» است اما منش و روش پيامبر عظيم ‌الشأن اسلام صلي‌الله عليه و‌آله و خاندانش بر ساده‌ زيستي استوار است . (2)

متأسفانه در برخي خانواده‌ها به خصوص قشر مرفه جامعه جهيزيه دخترانشان نمايشگاه بين‌المللي کاملي است از لوازم خانگي داخلي و خارجي که برقش چشم‌هاي ظاهربين را خيره مي‌کند.

5- مهيا کردن خانه براي ورود عروس

اکنون ببينيم علي بن ابيطالب عليه‌السلام شهسوار اسلام و محبوب‌ترين مردان و نزديکترين آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهيه کرد:

ابن شهر آشوب در مناقب نقل مي‌کند: که حضرت علي‌عليه‌السلام نيز اتاق خود را براي عروسي آماده کرد. بدين ترتيب که:

ابتدا مقداري ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبي هم تهيه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباس‌هاي خود را روي آن بيندازد، و يک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و يک بالش نيز که داخلش را از ليف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد. (3) همين .

پي نوشت‌ها:

1- ينابيع الموده، ص 177 و 237.

2- زندگاني فاطمه زهرا عليهاالسلام تأليف محمد قاسم‌پور با مقدمه آيت‌الله مرعشي نجفي ص47.

3- زندگاني حضرت فاطمه عليهما‌السلام و دختران آن‌حضرت مولف سيدهاشم رسولي محلاتي ص‌56.

منبع : کتاب شفيعه ي محشر يا مظلومه ي پيامبر – نوشته سيد عبدالله حسيني دشتي

به مناسب سالروز ازدواج بانوی دو عالم حضرت زهرا(س) با امیرالمومنان علی(ع)

هییت محبان حضرت زهرا(س)متوسلین به امام حسن(ع)برگزار می کند:

یکشنبه مورخ: ۸/۹/۸۷ ساعت:۷:۳۰

مکان:تهران شمیرانات شهرک لویزان ۳ بلوک ۱۵ طبقه ۵ منزل برادر شمس

منتظر حضور گرمتان

یا علی

| 14:47 - شنبه نهم آذر 1387