ای ز نبی ربوده دل، روی خدا نمای تو وی ز علی گرهگشا، دست گرهگشای تو
پیش روی نبی نبی، عازم دست بوسیت پشت سر علی علی، ملتمس دعای تو
روح دهی به قدسیان با نفست به هر نفس دل برد از ملایکه ذکر خدا خدای تو
درد نگفته دلت اشک شبانه علی حرف دل علی بود گریه بیصدای تو
ناله و آه ما کجا حق تو را ادا کند جز که هماره مهدیت گریه کند برای تو
تو سپر علی شدی پیش هجوم دشمنان محسن بیگناه تو، شد سپر بلای تو
بازوی بسته شیر حق، راهی مسجدالنبی تو در قفای او روان، حسین در قفای تو
تا ز علی نهان کنی، قصه گوشواره را دست تو بود بر روی، روی خدا نمای تو
تا که به پاست عالمی قطع نمیشود دمی ناله وای وای ما، گریهی های های تو
تربت بیچراغ تو، سینه داغدار ما قبر تو هر کجا بود، در دل ماست جای تو
ده پيام فاطمى

يكم: فاطمه عليهاالسلام و خداشناسى
پيامبر گرامى اسلام صلىاللهعليهوآلهوسلم روزى از فاطمه عليهاالسلام پرسيد: از خدا چه درخواستى دارى؟ هم اكنون فرشته وحى در كنار من است و از سوى خداوند پيام آورده كه هر حاجتى دارى، برآورده مىشود.
فاطمه عليهاالسلام در پاسخ فرمود:
«شَغَلنى عَن مَسألتهُ، لِذةَ خِدمتهِ، لاحاجةَ لى غيرَ النظرَ الى وجهه الكريم.»(1)؛ لذت خدمت او مرا از تمنّا باز داشته است جز به ديدار جمال والاى خدا، نيازى ندارم.
دوم: فاطمه عليهاالسلام و پيامبر صلىاللهعليهوآله
وقتى آيه 63 سوره نور «لا تجعلوا دُعاءَ الرَسولَ كدعاءِ بَعضكُم بَعضاً»؛ نازل گرديد، شکوه و عظمت بيشتري در دلم جاى گرفت و پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم را به عنوان «اى پدر!» خطاب نمىكردم و مدام يا رسول الله مىگفتم.
يكى، دو يا سه بار از من روى برگرداند، سپس رو كرد به من و فرمود: اين آيه درباره رفتار تو و بستگانت و فرزندانت نيست، تو از منى و من از تو؛ اين آيه درباره آنهاست كه بىمهرانه و با خشونت و از راه گردنكشى با من برخورد كردهاند.
تو با واژه «اى پدر» با من سخن بگو، كه دل را بهتر زنده مىكند و خدا را بيشتر خشنود مىسازد.(2)
سوم: فاطمه عليهاالسلام و ولايت
قالت فاطمة عليهاالسلام: «انَّ السعيدَ حَق السَعيد مَن اَحبَ عَليّاً فى حَياتهِ و بعدَ مُوتهِ»(3)؛ سعادتمند راستين كسى است كه على عليهالسلام را در زندگى و پس از مرگ او دوست بدارد.
چهارم: فاطمه عليهاالسلام و قرآن
قالت فاطمه عليهاالسلام: «حَبّبَ الّى مِن دنياكُم ثَلاثَ: تَلاوةَ كتابَ اللهِ والنظرَ فى وجهِ رسول الله و الانفاقِ فى سبيلِ الله»(4) ؛ از دنياى شما سه چيز را دوست دارم: تلاوت كتاب خدا، نظاره به چهره رسول خدا و بخشش در راه خدا.
پنجم: فاطمه عليهاالسلام و قيامت
قالت فاطمه عليهاالسلام: «الويل ثمّ الويل لمن دخل النّار»(5)؛ واى، باز هم واى بر كسى كه به آتش جهنّم وارد شود!
ششم: فاطمه عليهاالسلام و على عليهالسلام
وقتى فاطمه عليهاالسلام در بستر بود، روزى گريه كرد، على عليهالسلام به وى فرمود: همسر گرامى! چرا گريه مىكنى؟ فاطمه عليهاالسلام فرمود: به خاطر مشكلاتى كه تو پس از من با آن مواجه مىشوى؟
على عليهالسلام فرمود: اشك نريز:
«فَواللهِ انّ ذالك لِصغيرٌ عِندى فِى ذاتِ الله تعالى»(6) ؛ سوگند به خدا! اين امور در آستان مقدّس الهى كوچك است.
هفتم: فاطمه عليهاالسلام و اخلاص
قالت فاطمة عليهاالسلام: «مَن اَصعدَ الى اللهِ خالصَ عِبادتهِ، اِهبطَ الله اليهِ اَفضلَ مَصلِحتهِ»(7) ؛ هر كس عبادت ناب و خالص خويش را به آسمان بلند الهى ارسال دارد، خداوند بهترين وسيله سامان بخشى را به سوى او خواهد فرستاد.
هشتم: فاطمه عليهاالسلام و دين مدارى
قالت فاطمه عليهاالسلام: «فَاتقوا الله حَقّ تقاته، فيما امركُم و انتهوُا عَمّا نَهاكُم عَنه»(8) ؛ آن چنان كه شايسته خداست، نسبت به او تقوا داشته باشيد، اوامرش را پاس بداريد و از آنچه نهى فرموده، خوددارى كنيد.
نهم: فاطمه عليهاالسلام و ايثارگرى
قالت فاطمه عليهاالسلام: «يا بُنىّ الجارَ ثمّ الدّار» (9) ؛ فرزندم! اول، همسايه و سپس اهل خانه.
دهم: فاطمه عليهاالسلام و مسأله رهبرى
قالت فاطمه عليهاالسلام: «اشهد الله تعالى لقد سمعته يقول: عَلىّ خَير مَن اَخلفهِ فيكُم و هُو الامامُ والخليفةُ بعدى و سبطى و تِسعَةُ مِن صُلب الحسين ائمة ابرار، لئن اتبعتموهم وجدتُموهُم هادين مَهديّينَ و لئن خالفتُموهُم لِيَكونَ الاختلاف فيكُم الى يَوم القيامةِ»(10) ؛ خدا را گواه مىگيرم از پدرم شنيدم كه مىفرمود: على عليهالسلام بهترين كسى است كه در جمع ميان شما مىگذارم. او امام و خليفه پس از من است، او و دو نوهام و نُه تن از تبار حسين عليهالسلام امامان ابرار هستند؛ كه اگر از آنان پيروى كنيد، آنان را هدايت كننده و راه يافته خواهيد ديد و اگر با آنان مخالفت كنيد، تا روز قيامت در ميان شما اختلاف خواهد بود.
پىنوشتها:
1. نهج الحياة، ص 99.
2. عوالم العلوم، ج 11، ص 74.
3. نهج الحياة، ص 48.
4. همان، ص 271.
5. بحارالانوار، ج 7، ص 110/ عوالم، ج 11، ص 634.
6. عوالم العلوم، ج 11، ص 494.
7. همان، ص 623.
8. همان.
9. همان، ص 326.
10. همان، ص 594.
| 14:15 - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کدام تفکر از عبادت یک سال بالاتر است


آقای قدس می گوید:
« روزی آقا می فرمود: یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان. پسر پاسخ داد: چشم.
آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولی آقا زاده بر نخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم، پا شو چند رکعت نماز بخوان. باز پسر گفت: چشم.
آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی خیزد، برای بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: حاج آقا، من دارم فکر می کنم، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که: امام صادق علیه السلام می فرماید:
« تفکر ساعة خیر من عباده سنه: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است. »
آیت الله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد، ولی ما همه فهمیدیم که آن بزرگ مرد فرموده بود: پدر سوخته، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند. »
منابع:
رضا باقی زاده، برگی از دفتر آفتاب: شرح حال شیخ السالکین حضرت آیت الله العظمی بهجت
سید مهدی ساعی، به سوی محبوب: دستورالعملها و رهنمودهایی از شیخ الفقها والمجتهدین، عارف ربانی حضرت آیه الله العظمی بهجت مدظله العالی
آيت الله بهجت از نگاه بزرگان

امام خميني ( قدس سره )
امام (ره) عنايت خاصي به آيت الله بهجت داشتند، نقل چند جريان در اين ارتباط، مدعاي ما را اثبات مي کند:
آيت الله مسعودي مي گويد:
« من در ضمن چهار پنج سالي که خدمت امام بودم يادم هست که دو سه مرتبه امام فرمود: فلاني، فردا صبح مي خواهيم برويم منزل آقاي بهجت. و فرداي آن روز بلند مي شديم و مي آمديم منزل ايشان، همين منزلي که اکنون در آن ساکن هستند، و در اولين اتاق ورودي با همين فرشهايي که الان موجود است يکي دو دقيقه مي نشستيم، سپس امام اشاره مي کردند و من بيرون مي رفتم و ايشان حدود نيم ساعت با آقاي بهجت به گفتگو مي پرداختند بعد امام بيرون مي آمدند و مي رفتيم. اما اينکه درباره چه مسائلي گفتگو مي کردند، نمي دانم خودشان مي دانستند و خدا.
همچنين دو سه مرتبه در همان بحبوحه نهضت 41 يا 42 آقاي بهجت به من فرمودند که شما به آقاي خميني بگوييد فردا صبح ساعت فلان دو رأس گوسفند قرباني کند و من مي آمدم به امام اطلاع مي دادم، ايشان هم بلا فاصله به من مي گفت شما به قصاب ( آقاي فرجي که اکنون نيز در قيد حيات هست ) بگوييد دو رأس گوسفند از طرف ما قرباني کند بعد پولشان را مي دهيم.
بار ديگر نيز آقاي بهجت به من پيغام داد که به امام بگويم: سه رأس گوسفند قرباني کند، آقا هم بلافاصله دستور داد سه رأس قرباني کنند.
« آيت الله العظمي بهجت به يک افقي رسيده که وقتي به احکام و دستورات اسلام نگاه مي کنند، فتوايي را مي دهند که مورد رضا و توجه خدا هست و خلاف در آن نيست. »
اينها همه مسائلي بود که بين امام و آيت الله بهجت بود و ما فقط ظواهرش را مي ديديم و از باطنش اطلاع نداشتيم.
نيز هنگامي که امام در جماران ساکن بودند آقاي بهجت به من فرمودند: يک نامه کوچکي دارم شما اين را به آقا برسانيد، من نامه را گرفتم توي پاکت گذاشتم و بردم در جماران خدمت امام دادم.
در هر صورت رابطه اين دو بزرگوار خيلي تنگاتنگ بود، چندين بار نيز حضرت امام با آقاي شيخ حسن صانعي منزل آقاي بهجت رفتند؛ زيرا هنگامي که امام قم بودند من و آقاي شيخ حسن صانعي هميشه در خدمت امام بوديم.
آيت الله بهجت هم به امام عنايت خاصي داشتند.
يکي از شاگردان امام قدس سره در خاطره اي مي گويد: « پس از آزادي حضرت امام از زندان و ورودشان به قم در سال 1341 هـ.ش. مردم در تمام محله هاي قم جشن گرفتند و منزل هر روز آکنده از جمعيت بود، در آن زمان حضرت آيت الله العظمي بهجت نيز از کساني بود که هر روز به منزل امام تشريف مي آوردند و مدتي بر در يکي از حجرات بيت ايشان مي ايستادند وقتي به ايشان پيشنهاد شد که شايسته نيست بيرون اتاق بايستيد، لااقل در داخل اطاق بنشينيد. ايشان در جواب فرمود: من بر خود واجب مي دانم که جهت تعظيم اين شخصيت ارزنده به اينجا آمده و دقايقي بايستم و سپس باز گردم. »
آيت الله مصباح نيز در اين باره مي گويد:
« مرحوم آقا مصطفي(ره) از پدرشان مرحوم امام (ره) نقل مي کرد:
آقا معتقدند جناب آقاي بهجت داراي مقامات معنوي بسيار ممتازي هستند.
از جمله مطالبي که از پدرشان درباره آقاي بهجت نقل مي کردند اين بود که: ايشان داراي موت اختياري هستند، يعني قدرت اين را دارند که هر وقت بخواهند روح خويش را از بدن به اصطلاح خلع کنند و بعد مراجعت کنند. اين يکي از مقامات بلندي است که بزرگان در مسير سيروسلوک عرفاني ممکن است به آن برسند، و همينطور مقامات معنوي ديگري در معارف توحيدي که زبان بنده ياراي بحث درباره اين زمينه ها را ندارد. »
هم او در جاي ديگر مي گويد:
« مرحوم حاج آقا مصطفي از قول امام نقل مي کردند: وقتي امام (که ارتباط نزديکي با مرحوم آقاي بروجردي داشتند ) ديده بودند که زندگي آقاي بهجت خيلي ساده است، براي کمک به زندگي ايشان يک وجهي از مرحوم آقاي بروجردي گرفته بودند، وقتي آورده بودند براي آقاي بهجت ايشان قبول نکرده بودند و امام هم مصلحت نمي ديدند آن وجه را برگردانند، به هر حال با يک چاره انديشي حضرت امام فرموده بودند ( اين طور که نقل کردند ): من از مال خودم به شما مي بخشم، و شما اجازه بدهيد من اين را ديگر بر نگردانم. تا اينکه به اين صورت ايشان به عنوان هبه از ملک شخصي حضرت امام قبول کردند. »
باز آيت الله يزدي در مورد عنايت ويژه حضرت امام به ايشان مي گويند:
« در يکي از شرفيابي هاي خبرگان رهبري به خدمت حضرت امام راحل رحمه الله، از ايشان رهنمودي براي مسائل اخلاقي خواسته شد، حضرت امام، خبرگان را به حضرت آيت الله العظمي بهجت حواله دادند. و در جواب اظهار خبرگان که ايشان کسي را نمي پذيرد، فرمودند: آنقدر اصرار کنيد تا بپذيرد. »
مرحوم آقا مصطفي(ره) از پدرشان مرحوم امام (ره) نقل مي کرد: آقا معتقدند جناب آقاي بهجت داراي مقامات معنوي بسيار ممتازي هستند.
2. علامه طباطبايي (ره):
« ايشان (آيت الله بهجت) عبد صالح است. »
3. آيت الله بهاء الديني (ره):
« الآن ثروتمند ترين مرد جهان ( از جهت معنوي ) آقاي بهجت است. »4. آيت الله فکور (ره):
آيت الله محمد حسن احمدي مي گويد: آيت الله فکور خيلي نسبت به آقاي بهجت عنايت داشتند و مي فرمودند:« آقاي بهجت از جمله افرادي هستند که مخصوصاً در صراط معنويت فوق العاده هستند. »
5. آيت الله حاج سيد عبدالکريم کشميري(ره):
از محضر ايشان سؤال شد: اکنون چه کسي را به عنوان استاد کامل معرفي مي کنيد؟فرمودند:« آقاي بهجت، آقاي بهجت. »
6. آيت الله سيد احمد فهري:
از ايشان نيز پرسيده شد: اکنون چه کسي را به عنوان استاد کامل معرفي مي کنيد؟فرمودند:« آقاي بهجت، آقاي بهجت. »
7. آيت الله شيخ عباس قوچاني (ره):
آقاي مصباح مي گويد:« از جمله کساني که درباره حضرت آقاي بهجت اعتقاد به کمالات فوق العاده داشت آقا شيخ عباس قوچاني، جانشين مرحوم آقاي قاضي در مسائل اخلاقي و عرفاني بودند که در نجف متوطن بود ( و فرزندش نماينده ولي فقيه در ستاد مشترک است.)
ايشان مي فرمود: وقتي که آقاي بهجت خيلي جوان بودند و هنوز سنشان به بيست نرسيده بود ( تعبيرشان اين بود که هنوز محاسنشان درست در نيامده بود ) به مقاماتي رسيده بودند که ما به واسطه ارتباط نزديک و رفاقت صميمانه اي که داشتيم اطلاع پيدا کرديم، و ايشان از من عهد شرعي گرفتند تا زنده هستم آنها را جايي نقل نکنم. و به نظرم همين موت اختياري را مطرح مي کردند. »
کسي که در آن سن به اين مقامات رسيده باشد بايد حدس زد که در سن هشتاد سالگي و بعد از يک عمر طولاني سيروسلوک و استقامت در راه بندگي خدا و انجام وظايف، به چه پايه اي از قرب خدا رسيده باشد. وهمين باعث مي شود که هر مؤمن پاک سرشتي که ايشان را مي بيند مجذوب شود، مخصوصاً آن حالات عبادي ايشان را، و اگر کسي مؤفق بشود در نمازهاي ايشان شرکت کند، مايه برکات بسيار زيادي است.
8. آيت الله مشکيني:
« ايشان (آيت الله العظمي بهجت) از جهت علمي هم در فقه و هم در اصول، در يک مرتبه خيلي بالايي در ميان فقهاي شيعه قرار دارند، و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحي در مرحله اي بالاتر از آن مي باشند، و استاداني که ايشان از آنها استفاده کرده اند نيز در مقام خيلي بالايي قرار دارند که ما بايد مانند ستاره ها به آنها بنگريم؛ لذا سزاوار است که در اطراف وجود ايشان کتابها نوشته شود. »9. آيت الله علامه محمد تقي جعفري(ره):
« اينکه در روايات آمده است که « هر کس عالمي را در چهل روز زيارت نکند، مات قلبه ( قلبش مي ميرد) و همچنين « زيارة العلماء أحبّ إلي الله تعالي من سبعين طوافاً حول البيت: زيارت علماء در نزد خدا محبوبتر از هفتاد بار طواف نمودن در گرد خانه {خدا} مي باشد. » مصداق بارز «علما» آيت الله بهجت هستند. صرف ديدن و ملاقات کردن ايشان خود سر تا پا موعظه است. من هر وقت ايشان را مي بينم تا چند روز اثر اين ملاقات در من باقي است، و در واقع هشدار دهنده براي ما مي باشد. »10. آيت الله بُدلا:
« وضع مقامات آقاي بهجت از همان زماني که درس آيت الله بروجردي مي رفتيم روشن بود، و معلوم بود که ايشان لياقت چنين مقاماتي را دارند. »11. آيت الله مصباح:
« آيت الله بهجت جامع دقتهاي مرحوم آقا ميرزا محمد تقي شيرازي از طريق شاگردان بر جسته شان آقا شيخ محمد کاظم، و همينطور نوآوريهاي مرحوم آقاي نائيني و مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهاني، و تربيتهاي معنوي مرحوم آقاي قاضي مي باشند.اين استادان يک شخصيت جامع الاطرافي به وجود آورده اند که نعمت بسيار بزرگي در عصر ما به حساب مي آيد، و جا دارد که از لحظه لحظه عمر ايشان استفاده برده شود. البته کساني که لياقتش را داشته و قدر شناس باشند.
آيت الله بهاء الديني (ره):
« الآن ثروتمند ترين مرد جهان ( از جهت معنوي ) آقاي بهجت است. »
همينطور خداي متعال به ايشان ويژگيهاي شخصي و استعدادهاي ذاتي عطا فرموده که جنبه کسبي ندارد و خدادادي است، با اين وصف ايشان مقامات معنوي خود را کتمان مي کنند و کساني که اطلاعي داشته باشند اجازه گفتن ندارند. »
و نيز آقاي مصباح مي فرمايد:
« آيت الله بهجت هم در مسائل علمي فوق العاده دقيق هستند و بدان اهتمام دارند و واقعاً درس را يک وظيفه واجب جدّي مي دانند و تحقيق در مسائل فقهي را بسيار اهميت مي دهند، و هم در مسائل عبادتي و معنوي اهتمام کافي دارند و آنها را يک بال ديگري براي پرواز انسان تلقي مي کنند که هيچ کدام بدون ديگري کارساز نيست. »
12. آيت الله طاهري شمس:
« آيت الله العظمي بهجت به يک افقي رسيده که وقتي به احکام و دستورات اسلام نگاه مي کنند، فتوايي را مي دهند که مورد رضا و توجه خدا هست و خلاف در آن نيست. »13. آيت الله شيخ جواد کربلايي:
« در اين چند سال که در تهران و قم هستم از بعضي اشخاص درباره آيت الله العظمي بهجت مطالبي شنيدم که حاکي از اين است که ايشان واجد الطاف خاصه الهي هستند، « هنيئاً له ثم هنيئاً له: گوارايش باد، و گوارايش باد! » بنده زبان حالم به ايشان اين است:هر چند بردي آبم، رو از درت نتابم
جور از حبيب خوشتر، کز مدعي رعايت
اي آفتاب خوبان! مي سوزد اندرونم
يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت
و نيز عرضه مي دارم:
اگر شراب خوري، جرعه اي فشان بر خاک
به مذهب همه، کفرطريقت است امساک »
14. آيت الله آذري قمي:
« حضرت آيت الله العظمي بهجت شاگرد آيت الله العظمي نائيني و آيت الله العظمي محقق اصفهاني هستند، سوابق درخشانش در تحصيل و تدريس غير قابل انکار است، به طوري که بعضي از فضلاي با سابقه حوزه علميه قم 15 سال از محضر درس ايشان استفاده شاياني کرده اند. و اکنون خود آنان از مجتهدين به نام هستند.علاوه بر علم، در عمل و تقوا و ورع نيز ايشان در شهر قم زبانزد خاص و عام است، و به قول بعضي از دوستان ايشان را نمي شود گفت آدم با تقوايي است، بلکه عين تقوا و مجسمه تقواست، و تقوا و عدالت يکي از بهترين صفات مرجع تقليد است که در ايشان يافت مي شود. »
15. آيت الله مسعودي خميني:
« امثال آقاي بهجت هميشه در هر دوران کم بوده اند، بايد از ايشان استفاده کرد. و بخصوص از نظر اخلاقي و معنوي سطح بالايي دارد، همه و بويژه جوانان و کساني که دنبال اخلاقيات مي باشند خدمت ايشان بروند و درس اخلاق بگيرند، حتي چهره اخلاقي و معنوي آقا خيلي کارساز است. »16. حجة السلام والمسلمين فقهي:
« اگر شجره طيبه انسانيت غير از چهارده معصوم ميوه سالم داده باشد که حتما" داده است يکي از آن ميوه هاي سالم وجود مقدس آيت الله العظمي بهجت است.
تجسم الگوی رفتاری اهل بیت علیهم السلام بود

یکی از ویژگیهای آیت الله بهجت که ایشان را از دیگر عالمان، و بلکه مجتهدان ممتاز می کند، الگوی رفتاری برگرفته از شیوه معصومین علیهم السلام است که گفتار و کردار، اعمّ از نشست و بر خاست، و سخن گفتن و خاموش بودن، و در نحوه انجام عبادات و راز و نیاز با معبود یکتا، و برخورد با افراد، و ... نمایان است. این ویژگی به گونه ای است که حتی هر انسان غافلی را به خدا متوجه می کند.
آیت الله مصباح در این باره می گوید:
« بنده از سال1331 که به قم آمدم با ایشان آشنا شدم، منزل ایشان جنب مدرسه حجتیه بود، و تقریبا" هر روز آقا را هم در راه و هم در حرم زیارت می کردم، چهره نورانی ایشان برای هر بیننده ای جاذبه داشت، و کیفیت نشست و برخاست و حرکات و سکنات ایشان جلب توجه می کرد و نشان می داد که ایشان در یک فضای معنوی خاصی زندگی می کند و توجه شان به فوق مطالبی است که دیگران به آن توجه دارند تقیّد ایشان به عبادات و سحر خیزی و زیارت حضرت معصومه علیها السلام و برنامه های متعددی که هر روز اجرا می کردند. همگی اولین چیزهایی بود که هر بیننده ای را به خود متوجه می کرد، مخصوصاً کسانی که دوست داشتند یک الگوی رفتاری برای خودسازی بشناسند و پیروی کنند.
آنچه بر این عوامل می افزود توجّهات خاص و نگاه های نافذ ایشان بود، گاهی نسبت به بعضی از افراد مثل یک جاذبه ای که روح طرف را به خود جذب کند، اثر می گذاشت.
به هر حال، این خصوصیات باعث شد که کنجکاوی ما تحریک بشود و ببینم ایشان کیست و چه خصوصیات و چه ویژگیهایی دارد. از دوستان و آشنایان و کسانی که احتمال می دادیم با ایشان بیشتر مأنوس باشند، تحقیق کردیم و برای ما روشن شد که ایشان هم از نظر علمی و هم از نظر معنوی ممتاز هستند. کم کم اجازه گرفتیم گاه گاهی به منزلشان برویم و از نصایحشان استفاده کنیم. »
سیر و سلوک و مقام معنوی
آیت الله بهجت در سیروسلوک سابقه دهها ساله دارد، ایشان از شاگردان عارف کامل حضرت آیت الله سید علی آقای قاضی (ره) و مورد توجه خاص آن استاد بزرگ بوده و در اوان جوانی، مراحلی را در عرفان سپری کرده اند.
بعضی از نزدیکان مرحوم قاضی می گفتند:
« از مقامات و مراحلی که ایشان طی کرده اند اطلاع داریم، ولی عهدی داریم با ایشان که به احدی نگوییم. »
عارف بزرگی چون امام خمینی (قدس سره) به ایشان عنایتی خاص داشته اند. امام بعد از بازگشت به قم در اول انقلاب، در بیت ایشان حضور یافته و به دیدار یکدیگر نایل می آیند.
مؤلف کتاب انوارالملکوت نیز در این باره می نویسد:
« آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت فومنی از شاگردان معروف آیت الحق و سند عرفان، عارف بی بدیل مرحوم آقای حاج میرزا علی آقای قاضی تبریزی(ره) در نجف اشرف بوده اند، و در زمان آن مرحوم، دارای حالات و مکاشفات غیبیه الهی بوده و در سکوت و مراقبه، حد اعلایی از مراتب را حایز بوده اند.»
و بخاطر همین ویژگی بوده است که مرحوم آقای قاضی عنایت خاصی نسبت به ایشان داشت آقا ضیاءالدین آملی فرزند آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی آملی در جلسه درس آیت الله بهجت در حضور ایشان برای حضار نقل کرده بود که من به چشم خود دیدم که مرحوم آقای میرزا علی آقای قاضی در نماز به ایشان اقتدا نمودند.*
*ر.ک: کتاب به سوی محبوب و نیز برگی از دفتر آفتاب
| 14:2 - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
آجرک الله یا صاحب الزمان
باز گشت همه بسوی اوست
رحلت مرجع عالیقدر شیعه آیت الله العظمی محمد تقی بهجت
را به پیشگاه مقدس امام زمان(عج) ومقام معظم رهبری
ومراجع عظام ، حوزه های علمیه سراسر جهان تشیع
بیت شریف ایشان ، شیعیان سراسر جهان ، ملت پیرو اهل بیت (ع)
ایران عزیز وتمامی مقلیدین ایشان و تمامی شیعیان جهان تسلیت عرض
مینماییم از خداوند کریم مسئلت مینمائیم که روح بلند ایشان با پیامبر عظیم الشان
اسلام (ص ) و حضرت امیرالمومنین علی ( ع )همنشین و محشور گردد وسایه
بلندمرتبه مراجع عظام وعلمای حقیقی اسلام بر رئوس مسلمین و جهان تشیع
مستدام فرماید ،، به برکت صلوات بر محمد وآل محمد (ص) هدیه به روح پر فتوح
حضرتشان الفاتحه مع الصلوات
هئیت محبان حضرت فاطمة الزهرا (س)متوسلین به امام حسن مجتبی(ع)
| 19:43 - یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388
